السيد محمد حسين الطهراني
273
الله شناسى (فارسى)
به بَرُّ و بَحر گذر كن به خشك و تر بنگر * شنو ز اين و ز آن لا إله إلّا الله به گوش و هوش تو آيد به هر طرف كه روى * اگر چنين و چنان لا إله إلّا الله بِكَن تو پنبهء غفلت ز گوش و پس بشنو * ز نطق خرد و كلان لا إله إلّا الله به فكر « وَحدتِ هُو » رو به نالهء بم و زير * برآر از ته جان لا إله إلّا الله همين نه ورد زبان كن ، ز جان و دل مىگوى * به ناله و به فغان لا إله إلّا الله سرود اهل معاصى است نغمهء دف و چنگ * سرود متّقيان لا إله إلّا الله سحر ز هاتف غيبم ندا به گوش آمد * كه أيُّها الثَّقَلان لا إله إلّا الله ميان صوفى و پير مغان سخن مىرفت * چه گفت پير مغان ؟ لا إله إلّا الله ز پير ميكده كردم سؤالى از توحيد * به باده گفت بدان لا إله إلّا الله به گفتن دل و جان فيض اقتصار مكن * بگو به نطق و زبان لا إله إلّا الله « 1 » اينك كه للّه الحمد و له المنّه به شناسنامهء حضرت حقّ تعالى شأنه العزيز
--> ( 1 ) « كلّيّات اشعار مولانا فيض كاشانى » با مقدّمه و مقابلهء محمّد پيمان ، ص 372